Limon Tour
World Guide
DriveZona
Tranzito
سه شنبه, 03 بهمن 1396
ثبت نام
صفحه اصلی  >  سینمای جهان  >  تحلیـــل فیلـــم سینمای جهان  >  Cwa.07- تحلیل و بررسی فيلـــــــم 12 مرد خشمگین (12 Angry Man)

تحلیل و بررسی سینمای جهان

Cwa.07- تحلیل و بررسی فيلـــــــم 12 مرد خشمگین (12 Angry Man)

 

  نام فیلم: 12 مرد خشمگین  
   
  اطلاعات فیلم  
  کارگردان: سیدنی لومت
تهیه کننده: هنری فوندا، جرج جاستین
نویسنده متن و فیلمنامه: رجینالد رز
موزیک متن: کنیون هاپکینز
فیلم بردار: بوریس کافمن
تدوین: کارل لرنر
کارگردان هنری: باب مارکل
 
  بازیگران  
  هنری فاندا 
لی ج. کاب
اد بگلی
ا.ج. مارشال
جک واردن
ارتین بالسام
جان فیدلر
جک کلاگمن
ادوارد بینز 
وزف سویینی
 
  اطلاعات دیگر  
  ژانر: درام،جنایی
تاریخ نمایش: 29 جولای 1957
درجه نمایش: TvPG
زمان فیلم: 96 دقیقه
کمپانی تولید کننده: اوریون
محصول ایالات متحده
بودجه ساخت: 350 هزار دلار

IMDB Rate 8.9 از 118 هزار راي 
رتبه : هشتم بهترین فیلم تاریخ سینما
 
  افتخارات و جوایز  
  نامزد دریافت جایزه اسکار در سه بخش فیلم،کارگردانی و فیلمنامه اقتباسی
برنده جایزه خرس طلایی جشنواره برلین
 
  تحلیل و بررسی : یحیــــــــی رستگاری  

 

  این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.  
   
  تحلیل فیلم 12 مرد خشمگین  
 
تحلیل فیلــــــــــــــــــــــــــــــــــم
 
اگر شما هم یکی از افرادی هستید که از محتوای بسیار ضعیف فیلمهای جدید هالیوودی لذت نمی برید و به گونه ای از فیلمهای سینمایی زده شده اید. یا اصلا حوصله تلویزیون را هم ندارید باید فیلم فوق العاده و بسیار زیبایی را با کارگردانی یکی از موفقترین و پرکارترین سینماگران مدرن جهان، به همراه داستانی از یکی از فیلمنامه نویسان برتر تاریخ سینما را به شما معرفی کنم تا کمی از حس بدبینی نسبت به سینما در بیایید و برای مدت 95 دقیقه خود را در حال و هوای یک دادگاه جنایی قرار دهید و از حس زیبای آن در حین تماشا و درگیری ذهنتان تا مدتی پس از دیدن فیلم لذت ببرید...
سیدنی لومت یکی از کارگردانان موفق سینمای هالیوود است که تا به حال موفق به دریافت 4 نامزدی جایزه اسکار به واسطه ساخت 4 فیلم 12 مرد خشمگین، بعد از ظهر سگی، شبکه و حکم شده است. و در سال 2005 توانست جایزه افتخاری اسکار را به خاطر خدمات درخشانش به فیلمنامه نویسان و نقش آفرینان از آن خود کند. چیزی که به واسطه آن لومت را می توان از زمره یکی از پرکارترین کارگردانان سینما دانست میانگین ساخته های وی است که از سال 1957 به این سو رقمی بیش از یک می باشد.
بیشترین شهرت لومت به واسطه توانایی وی در جذب بازیگران بزرگ به پروژه هایش می باشد که از این حیث وی را می توان یکی از 10 کارگردان برتر در این موضوع به حساب آورد. نگرش وی به مسائل مالی پروژه ها، هدایت درست بازیگران، داستان سرایی قوی و استفاده از دوربین به عنوان ابزاری در جهت تاکید بر تم اثر نیز از نقاط قوت کاری وی به حساب می آید.
12 مرد خشمگین برترین اثر سینمایی سیدنی لومت از نگاه بسیاری از منتقدان می باشد، فیلمی سیاه و سفید به مدت 95 دقیقه که در واقع نمایانگر مسائل دهه 1960 آمریکا می باشد و درباره دوازده مرد هیات منصفه یک دادگاه است که در زمان تنفس و قبل از اخذ رای نهایی دور هم جمع می‌شوند. همه اعضا معتقدند که مظنون گناهکار است. او یک پسر هجده ساله است که متهم است پدر خود را به قتل رسانده است. یکی از اعضای هیات منصفه به‌ نام دیوید با رای گناهکار‌بودن موافق نیست و شک‌هایی دارد. با توجه به این‌که تمام حقایق اثبات می‌کند که فرد مظنون گناهکار است، اعضا کنجکاو می‌شوند که چگونه دیوید دراین مورد مشکوک است و او دلایل خود را توضیح می‌دهد.
 
پیش از تحلیل این فیلم سینمایی نیاز به توضیحاتی در خصوص تاریخ کار دادگاه های آمریکا و چگونگی کار هیئت منصفه در آنها برای روشن تر شدن ذهن خواننده وجود دارد که در ادامه به طور مختصر به آنها خواهیم پرداخت.
 
تاریخچه هیئت منصفه در آمریکا
سیستم هیئت منصفۀ آمریکا، میراثی است که از انگستان دوران قرون وسطی به آن کشور رسیده است. که هیئت های 12 نفری مردان "آزاد و قانونمند" در هر جامعه ای برای کمک به شاه در جاری ساختن عدالت، احضار می شدند. طی قرن ها، تصمیم گیری این هیئت ها برمبنای آن چه از جرم می دانستند، استوار بود. اما با بیشتر شدن جمعیت انگلستان، این هیئت ها نمی توانستند به شایعات محله متکی باشند و به همین جهت، تصمیمات آنها مبنی بر شواهد دادگاه بود. زمانی که سیستم حقوقی آمریکا، الگوی بریتانیا را درپیش گرفت، به اعضای هیئت های منصفۀ آمریکایی اخطار می شد آن چه ممکن بود درمورد پرونده بدانند را ندیده بگیرند و تنها با تکیه به شواهد دادگاه تصمیم گیری کنند.
بریتانیایی ها محاکمه با حضور هیئت منصفه را دفاعی در برابر اقدامات ظالمانۀ شاه می دانستند، اما تشکیل دادگاه با حضور هیئت منصفه دلایل عملی هم داشت. قوانین انگلیسی دارای مجازات های سختی بود، از جمله مجازات اعدام برای جرایم به نسبت جزئی و پیش پا افتاده. هیئت های منصفۀ بریتانیایی، با تبرئۀ متهمان یا تشخیص گناهکاری آنان در جرایم جزئی تر، تأثیر این مجازات ها را کاهش می دادند.
قوانین آمریکا چنین مشکلی نداشت، اما مستعمره نشینان آمریکایی در قرن هجدهم دلایل خاص خود را برای تشکیل دادگاه با حضور هیئت منصفه داشتند و آن را به عنوان سپری دربرابر تعقیب های کیفری ظالمانۀ بریتانیایی ها استفاده می کردند. حاکمان بریتانیایی، مکررا برای ارسال غیرقانونی کالا با کشتی های غیر بریتانیایی، علیه آمریکایی ها اعلام جرم می کردند، تا هیئت های منصفۀ محلی متهمان را تبرئه کند. وقتی جان پیتر زنگر، ناشر برجستۀ آمریکایی به خاطر انتقاد از فرمانداری که توسط پادشاه انگلیس تعیین شده بود، به محاکمه کشیده شد، هیئت منصفه ای در نیویورک او را بی گناه تشخیص داد و همین امر پیش درآمدی زودرس برای آزادی مطبوعات گشت. با حرکت مردم آمریکا به سوی انقلاب، تعجبی نداشت که در اعلامیۀ استقلال، شاه انگلیس را به خاطر "محروم کردن آن ها در بسیاری از موارد از امتیاز محاکمه با حضور هیئت منصفه" محکوم کردند.
 
 
و زمانی که این کشور نوپا، منشور حقوق بشر را در سال 1791 به تصویب رساند، در آن تصریح شده بود که "در کلیۀ پیگرد های جنایی، متهم می تواند از حق محاکمۀ سریع و علنی، توسط یک هیئت منصفۀ بی طرف، برخوردار باشد". به علاوه پیش بینی شده بود که حق محاکمه با حضور هیئت منصفه در مورد پرونده های غیرنظامی هم باید محفوظ باشد.
در سال هایی که سپری شده، دیوان عالی آمریکا این ضمانت ها را به نوعی تفسیر کرده تا هیئت منصفه بتواند خود را با شرایط متغیر تطبیق دهد. در حالی که خدمت در هیئت منصفه، زمانی تنها محدود به مردان سفید پوست بود که از دارایی برخوردار بودند، این حق به تدریج به زنان هم داده شد. دادگاه مقرر کرد که حق برخورداری از محاکمه با حضور هیئت منصفه نباید جرایم جزئی را شامل شود، و این که متهمان می توانند از این حق گذشته و در برابر قاضی محاکمه شوند.
در اصل، همۀ هیئت های منصفه دارای 12 عضو بوده اند که باید تصمیم خود را به طور یکپارچه اعلام می کردند، اما دیوان عالی با دادن انعطاف بیشتر به این سیستم مقرر کرد که این هیئت ها می توانند از 6 عضو هم تشکیل شوند و لزومی ندارد همۀ آرا یکپارچه باشند. طبق سنت، متهمان فقیر مجبور بودند به تنهایی در مقابل هیئت منصفه با دادستان رو به رو شوند، اما دیوان عالی مقرر کرد که دولت وظیفه دارد وکلای مدافع را به طور رایگان در اختیار آنان قرار دهد.
تا اندازه ای، حق محاکمه با حضور هیئت منصفه شاید با ابهت تر از آن چه در واقع است به نظر بیاید زیرا در عمل، اکثریت اعظم متهمان تقاضای استفاده از حق خود برای محاکمه ای با حضور هیئت منصفه را نمی کنند. آن ها می دانند که در صورت محاکمه با هیئت منصفه، اگر گناهکار شناخته شوند، وجود شواهد موجب می شود که تخلف آن ها برجسته تر شده و قاضی تمایل میکند مجازات سنگین تری تعیین کند. به همین خاطر آن ها با قرار و مدار با دادستان، مصلحتی به جرم اقرار می کنند، آن ها توافق می کنند که در مقابل مجازات خفیف تر، به جرم سبک تری اعتراف کنند. دادستان غالبا با اقرار مصلحتی به جرم موافق است زیرا موجب صرفه جویی در زحمت، مخارج، و عدم یقین از تشکیل محاکمه می شود. در بسیاری از حوزه های قضایی، از هر 10 پیگرد قانونی، 9 تای آن به این شکل حل و فصل می شود، یعنی بدون هیئت منصفه و فقط در حضور قاضی انجام میشود.
 
 
اتکای شدید به اقرار مصلحتی به جرم عموما از سوی ناظران سیستم قضایی آمریکا مورد انتقاد قرار می گیرد. این امر منعکس کنندۀ این واقعیت است که در حالی که دادستان و وکیل مدافع در تئوری باید از شرایط یکسانی برای پیروز شدن در برابر هیئت منصفه برخوردار باشند، اما در واقع، دادستان امتیازات بیشتری دارد. متهم حق مشاورۀ حقوقی دارد، اما معمولا وکیل مدافع او یک وکیل تسخیری فاقد تجربۀ کافی است که اشتغال زیادی دارد و بیشتر مایل است سرو ته پرونده را با یک اقرار مصلحتی به جرم، هم بیاورد تا این که در برابر هیئت منصفه به دفاع از آن بپردازد. به علاوه، معمولا دادستان برای انجام تحقیقات ضروری، تحلیل شواهد، و کنترل اعضای احتمالی هیئت منصفه، بیشتر از وکیل مدافع از منابع مالی بهره مند می شود. درنتیجه، متهمان در ارتباط با حق برخورداری از محاکمه با حضور هیئت منصفه، تا حدی دچار بدبینی می شوند، زیرا به نظر می رسد بازده حقوقی آن گاهی کمتر از آن چه نوید می دهد، است.
درواقع، دانش پژوهان، قضات، و ناظران دیگر سیستم هیئت منصفه به یک رشته مشکلات اشاره می کنند که نتیجۀ تحولات مدرن است و دولتمردانی که در منشور حقوق بشر پاسدار محاکمه با حضور هیئت منصفه بودند، نمی توانسته اند آن را به تصور آورند.

هر آنچه از فیلم می توان برداشت کرد:
 
سکانس اولیه فیلم ساختمان بزرگ یکی از دادگاه های آمریکا را به نمایش می کشد و می توان گفت یکی از معدود صحنه هایی از کل فیلم است که نمایی به غیر از داخل اتاق هیئت منصفه را نشان می دهد، برای شروع داستان و آماده کرده ذهن بیننده از قاضی دادگاه استفاده شده است و وی با گفتن دیالوگهایی زمینه سازیهای اولیه فیلم را فراهم میکند و به گونه ای به بیننده می فهماند دادگاه پایان یافته است و همه شواهد و مدارک مشخص شده است و اینک 12 نفر هیئت منصفه باید با اتکا به برداشتهایی که در طول دادگاه کرده اند رای به بی گناهی یا گناهکار بودن متهم بدهند. بعد از اعلام منشی دادگاه که هیئت منصفه باید به محل مشخص خود برای رای گیری و استراحت بروند ما چهره ای از متهم را در لحظه ای می بینیم، کارگردان سعی کرده با استفاده از این صحنه تصویری از متهم را در ذهن بیننده طراحی کند و به هرکس این اجازه را بدهد تا قبل از شروع داستان اصلی فیلم آن گونه که مایل هستند از روی چهره متهم رای به گناهکار بودن یا نبودن وی بدهند اما جوان بودن متهم و چهره پر اضظراب وی به علاوه نگاه خشمگین هیئت منصفه در حال ترک اتاق یک حس عطوفتی را نسبت به وی در بیننده به وجود می آورد. این حس میتواند استارت قدرتمندی برای دیدن ادامه فیلم تا انتها را در تماشاگر ایجاد کند.
 
در مجموع این فیلم را می توان به 3 بخش کلی و وجود 3 شخصیت اصلی تقسیم کرد:
 
اولین بخش اصلی این فیلم معارفه و نشان دادن شخصیت های هر فرد به علاوه دید کلی اش در مورد پرونده است. همانطور که از سکانسهای اولیه فیلم بعد از ورود اعضا به اتاق مخصوص سعی شده است برای هر کدام یک بازی متفاوت در نظر گرفته شود، می توان برداشت کرد این موضوع کاملا مشخص می شود. در شروع فیلم و آغاز اولین بخش اصلی فیلم ما شاهد 12 مرد عصبی هستیم که به شدت از گرمی هوا ناراحت و عصبی هستند و از طرفی برای داشتن پرونده قتل و روشن بودن کامل آن بسیار خوشحال!!!!
می شود گفت انتخاب بازیگران این فیلم و القای شخصیتی خاص به هریک از آنها فوق العاده انجام شده است. بسیار سعی شده که هر یک از این افراد دارای شخصیتی متفاوت با دیگری باشند و یا شاید هم متضاد، زیرا افرادی که شخصیتی خجالتی دارند با کسی که شخصیتی قاطع دارد کاملا متضاد است و نشاندن هریک از آنها بر سر یک میز داوری و مشورتی نوید این را می دهد که شاید کارگردان می خواهد با جلوی هم قرار دادن این افراد به عنوان نتیجه گیری به بیننده بفهماند همیشه رای با اکثریت نیست و هر کسی می تواند با منطقی درست هر فردی با هر بینشی را قانع کند!!! 
 
بخش دوم فیلم؛ بحث و گفت و گو میان اعضا و دیدگاه شخصی هر یک نسبت به این پرونده است، زمانی که شخص شماره هفتم از میز مشاوره با رای منفی خود اعضای دیگر را ناراحت می کند به پیشنهاد یکی دیگر از حاضرین قرار بر این می شود که گفت و گویی میان اعضا صورت بگیرد تا شاید بتواند برای عوض کردن رای شخصیت منفی داستان موثر باشد، گفت و گو ها شروع میشود و هر کس بنا بر برداشته خود سعی در قانع کردن دیگری دارد ولی چیزی که خیلی زیاد مورد توجه قرار دارد دلیل قانع کننده ای است که برای هر شاهد وجود دارد و شماره 7 به تک تک آنها اشاره می کند. تا جایی که برای روشن شدن موضوع فرار کردن متهم، وی زمانی را که پیر مرد همسایه که متهم را زمان فرار از خانه دیده است را بازسازی می کند، باعث میشود چهار عضو دیگر هم رای مخالف بدهند!
 
شاهد دیگری که تمامی اعضا به شهادت وی نظر برگناهکار بودن پسر بچه را دارند، زن مسنی است که ادعا می کند از آن سوی خیاباتن صدای فریاد های مقتول را شنیده است و به سوی پنجره رفته و پسر بچه را دیده است!!! ظاهرا دلیل قانع کننده ای برای گناهکار کردن یک شخص می باشد زیرا این یک شهادت درجه اول است که همین شاهد کافی است تا جرم را مسلم کند ولی دقت و ریز بینی عضو شماره هفت و دیگر اعضایی که تازه به موضوع شک کرده اند مشخص می شود که پیر زن هم از سمعک استفاده می کرده و هم از عینک زدن احساس خجالت می کند و مسلما هنگام خواب هم عینک به چشم نزده بوده است و نمی توانسته به درستی ماجرا را تشخیص دهد. همین نکته ریز موجب می شود تا اتکا به شهادت وی برای رای دادن قابل قبول نباشد. کارگردان به این موضوع توجه دارد که ذهن بیننده را از بدبینی نسبت به اعضا در بیاورد و کاری کند که بیننده به ریزبینی های انجام شده توسط آنها خشنود شود و از گناهکار ساختن آنها در ذهن خود جلو گیری کند. چون در غیر این صورت دیگر ادامه فیلم جذابیتی برای بیننده نخواهد داشت.
 
بخش پایانی فیلم با نتیجه گیری کلی و ابراز پشیمانی افراد از بابت عجله ای که برای رای گیری کرده اند دنبال می شود. جالب است که تمام کسانی که رای بر گناهکار بودن مجرم داده بودند از کار خود ابراز پشیمانی می کنند به غیر از یکی از آنها که با این که بی گناهی وی برایش تقریبا مسلم شده است غرورش اجازه نمی دهد نظرش را عوض کند. یا شاید گذشته ای که با پسر خودش داشته است نمی گذارد که وی عدالت را انجام دهد...
 
در کل این فیلم، دارای 3 شخصیت پر رنگ تر نسبت به بقیه است؛ شخصیت اصلی داستان که به طور قابل تشویقی از منطق خود دفاع می کند، پیرمرد خردمندی که با استفاده تجربیاتش مسائل را روشن می کند و شخص مغروری که فقط برای مشکلی که با فرزندش داشته است سعی در گناهکار کردن مجرم دارد. هر سه این شخصیت ها متناسب با شخصیتی که از آنها در فیلم استفاده شده است بازی خود را انجام می دهند. به عنوان مثال پیر مرد با استفاده از تجربیاتش در یکی از دیالوگ ها پیر مرد همسایه را به زیبایی توصیف می کند، مهندس ساختمانی که به واسطه شغل دقیقش از ریز ترین مسائل نمی گذرد و به طور کامل از آنها در تصمیم گیری هایش استفاده می کند و شخصیت مغروری که از اول فیلم با مخالفت به شدت برخورد می کند و به دلیل مشکلات خانوادگی اش قصد در انتقام گرفت به هر قیمتی دارد.
 
چیزی که واقعا قابل توجه است فیلمبرداری فوق العاده این اثر زیبا می باشد، تصاویر آنقدر استادانه به بیننده نشان داده می شود که در هر لحظه چیزی را که کارگردان می خواهد به بیننده القا کند، به خوبی منتقل میشود. به عنوان مثال از ابتدای فیلم سعی شده فاصله دوربین با بازیگران بسیار دور باشد تا احساس غریبه گی میان آنها به خوبی بیان شود و یا در صحنه های مشکوک به نزدیک ترین فاصله خود با بازیگران بیاید تا بتواند استرس صحنه را کاملا منتقل کند. این فیلم برداری با این داستان عمیق به راستی که لایق دریافت چنین جوایز ممتازی می باشد و حقیقتا یکی از زیباترین فیلم های تاریخ سینما است.
 
  با تشکر از سعید سرخی بابت گرافیک و مهناز عابدینی بابت ویراستاری  
   
   
  این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر و با شماره Cwa.07 برای بار اول به تاریخ 10-09-2010 در انجمن سینماسنتر منتشر شده است، لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.  
  تحلیل و بررسی از یحیی رستگاری  

 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

مطالب مرتبط با مطلب در حال مطالعه

تحلیل و بررسی ها

فروش ایالات متحده

53 $-M
فروش جهانی
3.4 $-M
فروش کلی
56.4 $-M

The Conjuring

 The Conjuring (2013) on IMDb

فروش ایالات متحده

279 $-M
فروش جهانی
308 $-M
فروش کلی
587.8 $-M

Despicable Me 2

 Despicable Me 2 (2013) on IMDb

فروش ایالات متحده

82 $-M
فروش جهانی
8.7 $-M
فروش کلی
90.8 $-M

Grown Ups 2

 Grown Ups 2 (2013) on IMDb

فروش ایالات متحده

33.7 $-M
فروش جهانی
--- $-M
فروش کلی
33.7 $-M

Turbo

 Turbo (2013) on IMDb

فروش ایالات متحده

72.8 $-M
فروش جهانی
110 $-M
فروش کلی
183 $-M

Pacific Rim

 Pacific Rim (2013) on IMDb

کپی رایت

این سایت تحت مالکیت مجموعه فرهنگی سینماسنتر میباشد و فعالیت آن مطابق قوانین میباشد، کلیه حقوق مطالب منتشر شده در این مجموعه متعلق به مجموعه فرهنگی سینماسنتر و مشمول قوانین کپی رایت و حفظ حقوق مولفین است. لذا هر گونه کپی برداری بدون قید منبع و نام نویسندگان نقض صریح قوانین کپی رایت محسوب گشته و مشمول مجازاتهای تعریف شده برای این نوع جرم می گردد. برای هر گونه برداشت از مطالب قبلا با مسئولان سایت هماهنگی حاصل نمائید.

سینماسنتر
مرجع نقد و بررسی فیلم و سریالهای تلویزیونی
 
تلفن: 
ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
وبسایت: http://CinemaCenter.ir

آمار سایت

بازدیدکنندگان
2708
مطالب
1049
وب لینک ها
6
نمایش تعداد مطالب
1597573
 

ما 75 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

آخرین اخبار


مرجع نقد و بررسی فیلم و سریالهای تلویزیونی

ورود/خروج

ثبت نام

*
*
*
*
*
*

پر کردن فیلد های ستاره دار ضروری است.